دات نت نیوک
ﺳﻪشنبه، 25 تیر 1398
     
fa-IRen-US

یادش بخیر !

زمانیکه پسر بچه ای بودم و در کوچه باغ های روستا بازی می کردم  و لحظاتی که در باغهای سرسبز انگور و چمنزارهای پوشیده از گل و رودهای جاری،  چشمه های گوارا ، به کشت های گوجه فرنگی و میوه های شیرین  که طعمش هنوز زیر زبانم مزه مزه میکند.هرگز فراموش نمیکنم آن بازی های کودکانه که با دوستانم در باغها داشتیم ، مسابقه پر کردن ظرف آب از چشمه سارها ،حس بیاد ماندنی  لذت صرف غذاهای محلی در سایه کپرهای باغهای انگور ، خوابیدن بر چمن زار نمناک  !

 
خاطرم مانده رودها چنان پر آب بود که باید پل سنگی میساختیم تا از آن رد شویم و پسر بچه ها در رودخانه ها شنا می کردند . چه روزگاری داشتیم . 
بازیهای کودکانه و شاد در روستا .آنقدر خاطره بسیار است که اکنون نیز آن لذت ها را با جان و دل حس میکنم ....

سالها گذشت بخاطر تحصیل و مشغله های زندگی کمتر به روستا می رفتم . و ما در پی دکتر و مهندس شدن یادمان رفت هیچ مقامی ، منصب و تحصیلاتی برای ما آن زندگی رویایی نمیشود ، گفتند پدرانتان سواد نداشتند پس با سواد شوید اما باز هم نمیدانستیم دانش نزد پدرانمان است که هزاران سال بدلیل زندگی در طبیعت آن را آموخته اند و نسل به نسل منتقل کرده اند. 


این قافله عمر عجب میگذرد ....
دیری نپایید  که همه آن دلخوشی ها به تاراج رفت ، ولی اکنون با ایده گردشگری روستایی قدم در راهی سخت اما شیرین نهادیم به امید انکه طعم همان زندگی شیرین را  دوباره احیا کنیم اما این بار نه فقط برای خودمان بلکه با همه آنرا تقسیم نماییم .... 

خصوصا این روزهایی که طبیعت نفس های آخرش را میکشد ، چشمه ها و رودها خشک شده و می میرند.و هنگامی که روی چمن ها دست میکشی خاشاک بلند میشود ، آب نیست و طبیعت رو به مرگ است . 


کاش در طرح هایمان  محیط زیست را فراموش نکنیم !

کمک کنیم زنده بمانیم و با طبیعت زندگی کنیم ....